اسكندر بيگ تركمان

315

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و كثرت و ازدحام مخالفان متوجه معركه قتال گشتند و جغال اغلى كه متكفل امر سردارى شده بود بعزم مراجعت كوچ كرده جمعى كثير را در پيش و فوجى غفير در عقب تعيين نموده بملاحظه و احتياط تمام راه مراجعت پيش گرفتند و چرخچيان لشكر منصور از چرنداب كه يورت روميه بود گذشته در حوالى شنب غازان بروميه رسيده دست بآلت قتال بردند و از آن طرف نيز فوج فوج بمدافعه پيش آمده جنگ كنان طى مسافت مينمودند . نواب جهانبانى قول همايونرا از چرنداب پيشتر رانده غازيانرا بمحاربه ترغيب فرمودند و بهادران موكب اقبال جلوريز بمخالفان رسيده آثار مردانگى بظهور آوردند و مخالفانرا بميان عرابه و شتر و اغرق راندند و الحق درين روز كه عثمان پاشا از ميان رفته و لشكر روم بىسردار شده بودند اگر لشكر قزلباش اندكى زياده از آن ميبودند و اهتمام در جنگ ميكردند ممكن بود كه شكست عظيم بايشان رسيده يكباره مستأصل گردند در سه صورت واقع بود كه اين معنى بوقوع نه پيوست اول آنكه لشكر قزلباش بسيار كم بودند و روميه بر كيفيت و كميت لشكر اطلاع يافته ميدانستند كه نواب شاهزادهء عالميان زياده از ده دوازده هزار كس همراه ندارد و معهذا ميانه امراء عظام بازار نفاق گرم بود و اكثر امراء با على قليخان فتح اغلى كه مورد تربيت گشته محسود ديگران شده بود صفائى نداشتند و نميخواستند كه مردم او در ميان قزلباش شهرت يافته بفتح و ظفر مخصوص گردند و ديگرى آنكه چون قزلباش بيمحابا بميانهء شتر و احمال و اثقال رانده دست ايشان بغنايم رسيد خام طمعان مال دوست بيحميت كه طبيعت اكثر لشكر به آن مجبول است شروع در نهب اموال كرده آنچه از شتر و يراق بدست هر كس افتاد همت به بيرون بردن آن گماشته دست از محاربه باز داشتند رفته رفته لشكر كمتر شد اقتدارى كه يافته بودند نقصان پذيرفت ديگرى آنكه جغال اغلى نيم فرسخ راه قطع نموده از چرنداب بشنب غازان رسيد چون مشاهده نمود كه قزلباش بيمحابا پيش رانده‌اند و جنود روميه بهم برآمده عنقريب منهزم ميگردند بعقل كامل و تدبير صايب عمل نموده فى الفور در همانجا فرود آمد و خيام و عرابه بر كنار اردوى خود كشيده ينكچريان را در پشت عرابه باز داشته بلوازم محارست پرداختند . چون در طرف قزلباش زياده حركتى نشد و متوجه جنگ عرابه نشدند روميان كه مشرف بر انهزام بودند دل قوى ساخته از خوف و هراس بيرون آمدند نواب جهانبانى بر اينحال وقوف يافت و از متفرق شدن لشكر قزلباش آگاه شد با وجود آن حال اراده نموده با لشكرى كه در قلب حاضر بود بيكبار فدائىوار جلو انداخته صورتى كه در پس پردهء تقدير باشد بحيز ظهور آيد امراء عظام و دولتخواهان جنگ عرابه را صلاح نديده عنان بارگى صبا رفتار شاهزادهء نامدار را گرفته در فسخ آن عزيمت مبالغه و الحاح نمودند نواب جهانبانى بصوابديد دولتخواهان كه مطلب ايشان ظاهرا جز حراست بدن بىبديل آن حضرت نبود عمل نموده دست از محاربه بازداشته در حوالى چرنداب فرود آمدند درين جنگ اگر چه سرو اخترمه كمتر آوردند اما غنيمت بسيار بدست لشكريان افتاد چون روميه از شنب غازان كوچ كردند نواب شاهزادگى با ملازمان موكب عالى از يورت خود سوار شده بقلب لشكر رومى افتادند كه در هر جا صرفه در جنگ باشد جنگ كرده در هيچ منزلى ايشانرا آسوده نگذارند و تا قصبه طسوج بدين قاعده تعاقب مينمودند و غازيان انتهاز فرصت نموده خود را بروميه رسانيده طرح جنگ مىانداختند و جمعى كثير را طعمه شمشير هلاك ميساختند و سرها و اخترمها